اشک نوشته ها

بدرود

 

 

رفت و صد خاطــــــــــــره سرد گذاشت

حسرتی در دل پائیزی یک مرد گذاشت

آن که یادش مــــــــــــرا مژده باران بود

گـــــــــو ببینید مرا با دل پردرد گذاشت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 8:15  توسط   | 

دل تنگ تو

 

 

بازآی و به آســـــمان دل رنگ بزن

با من بنشین،فاصله را سنگ بزن

تا کی من از فاصله ها نقش زنم

بازآی و سحر بر شب دل تنگ بزن

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 14:15  توسط   | 

حسرت خنده

 

 

 

حســــــــرت خنده تو در دل من باران شد

آن همه خاطره ها،سوخته شد پایان شد

با من از عشق دگـــــــــــــــــــر هیچ مگو

       زان که در باغ دلت موســــــم پائیزان شد     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 9:30  توسط   | 

افسانه دیدار

 

باز هم افسانه شــــــــــــــــــــــد دیدار ما

باز هم ویرانه شد گلـــــــــــــــــــــــــزار ما

کی رسد پایان ،همه افسانه ها،ویرانه ها

تا عیان گردد همه اســــــــــــــــــــــرار ما

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 13:20  توسط   | 

نبودنت

تو نباشی،چرا دلخـــــــــوش پروانه شویم

یا چرا مست از آن ساقی و پیمانه شویم

تو که باشی همه جــــــا بوی بهاران دارد

بی تو اما ز عشق غـــافل و بیگانه شویم


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 8:38  توسط   | 

شب خاطره ساز


این بــــــــــــــــــــــهار با تو به رنگ دریاست

هر کجا روی تو در هر گل سرخی پیداست

من و بارون و شبی خـــــــــــــــــاطره ساز

نکنه این همه خوشبخـــتی ما یک رویاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 18:28  توسط   | 

در راه


نوبهار است،ولی بی تو خـزان است دلم

به خدا از غـــــم تو اشک روان است دلم

این همه فاصله ها  را ز چه تقدیر نوشت

تو بیا،کــــــز نفست تازه جوان است دلم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 8:26  توسط   | 

مژده باران


تو بهاری که به من مــــــــــــــــژده باران دادی

تو همانی که به من شوق فـــــــــــراوان دادی

گل من،بی تو گلستــــــــــــان نه صفائی دارد

با حضورت به همه قاصله ها معنی پایان دادی


+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 22:9  توسط   | 

قرار بی قراری ها

میان حس تنهــــــــــــــــائی،توئی آرامش باران

توئی که عشــق می بافی،توئی آغاز هر پایان

به وقت بی قراری ها،دو چشم توست قرار من

بیـــــــا سبز بهاری زن،به رنــــــــــگ زرد پائیزان


تقدیم به تو که چشمات،همه دنیای منه

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1392ساعت 18:40  توسط   | 

خیانت


در آن چشــــــــمان تو راهی به موج آرزو دیدم

ره تنهای ام طی شـــــــــد،تو را در روبرو دیدم

شکست آن خاطرات من چو با چشمان بارانی

تو را با دلبری دیگر میان گــــــــــــــــفتگو دیدم


+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1392ساعت 8:53  توسط   | 

نذر نگاه تو


یه ترانه یه غزل،نذر نگـــــــاهت کردم

صد بغل رازقی هم،همره راهت کردم

خوب من،بر همه فاصله ها باران شــو

تا ببینی که چطور،همــــدم آهت کردم


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 22:18  توسط   | 

جاری تر از باران


کاش بر سنگ مزارم نــــــــــــام تو باران زند

کاش بر آرامشم،احـــــساس تو طوفان زند

کاش بر صحرای دل،جاری تر از باران شوی

کاش تا آن خنده هایت،بر غـــمم پایان زند


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 12:24  توسط   | 

خاطرات یاسی


مرغ یادت در دلـــــــــــــم،پرواز کرد

دل به شوقت نغمه ای را ساز کرد

خاطراتــــــــم غرق عطر یاس شد

عشق هم از ره رســید،اعجاز کرد


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 10:5  توسط   | 

خزان خاطره ها


باز پائیز می چکــــــــد در پای دل

باز عشق هم میشود همپای دل

یک غــــروب و خاطراتی رنگ رنگ

ای دریغ پایان گــــــرفت رویای دل


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 8:25  توسط   | 

بهارک


خیالت را ببین امشب که با من همسفر گشته

دل شوریده ام امشــب اسیر و در به در گشته

بیــــــــــــــا ماه شب تارم،بیا تا نغمه ای سازم

بهار عشق من بی تو،خزان بی ثـــــــمر گشته


+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 21:42  توسط   | 

گناه


در حادثه عشق دو چشـــــــــــــم تو پناه است

جز خال لبت سجــــــده به هر کعبه گناه است

پایان بزن ای گل بر این فاصله ها،عزم سفر کن

باز آی که چـــــــــشم دل من خیره به راه است


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 12:45  توسط   | 

خزان فاصله ها


بیا تا بهـــــــــــــــار هم به دل سر زند

پرسـتوی عاشق به هم منزلی پر زند

بیا تا خـــــــــــــــــزان گیرد این فاصله

خدا هم به مهمانی ام شایدی در زند


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 23:4  توسط   | 

آرامش طوفان


به دریای آرامش من تو طوفان زدی

به کـفر اساطیری من تو ایمان زدی

همه واژه هـــــا بی تو مصنوعی اند

به روح خزانی من صد بهــاران زدی


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 10:0  توسط   | 

طوفان تو


تو که آرامشم بودی،چرا طوفـــــــــان زدی بر من

تو که سر فصل هر عشقی،چرا پایان زدی بر من

قسـم بر دانه های اشک،تو را هرگز نمی بخشم

منی که خیس احساســــم،چرا باران زدی بر من

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 20:24  توسط   | 

لاله سوخته


تو چه باشی و نباشی دل من باران است

لاله ام سوخته و عمـــــــر گلم پایان است

تو مپــــــــــــــــــندار که من از تو گریزانم،نه 

به خدا فاصـــله ها عادت این دوران است


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:41  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر