X
تبلیغات
اشک نوشته ها

اشک نوشته ها

لاله سوخته


تو چه باشی و نباشی دل من باران است

لاله ام سوخته و عمـــــــر گلم پایان است

تو مپــــــــــــــــــندار که من از تو گریزانم،نه 

به خدا فاصـــله ها عادت این دوران است


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:41  توسط   | 

بیا



بهار را صدا بزن که من خــــــــــــــزان مرده ام

توئی ستاره ای که من به هر شبم شمرده ام

چرا به باغ دل سری ز روی مهر نمـــــــــی زنی

بیا که بی حضـــــــــــــور تو ز این جهان بریده ام


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 13:49  توسط   | 

نگاه سبز

باز بهار آمد و نـــــــــــــام تو باران گرفت

این دل پائیزی ام بوی بهـــــــاران گرفت

ای تو مسیحا نفس,کن نظری بر قفس

کز نگه سبز تو,مرده دلـــــم جان گرفت


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 8:55  توسط   | 

صبح فردا


ای عشـــق بیا به رنگ دریا بشویم

از شب برهیم و صـــبح فردا بشویم

چون قاصـدکان,قاصد عشاق شویم

از این همه من گذشته و ما بشویم


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 19:51  توسط   | 

آرزوی باران خورده


بی حضـــــــــــورت باغ دل ویرانه شد

عشق هم پایان گرفت،افــسانه شد

صد بهار آمد ولی دیگــــــــر چه سود

چون خزان جاری در این کاشانه شد


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 10:47  توسط   | 

همسفر


میخوام عاشق ترین باشم بیا تا همسفر باشیم

همه پروانه ها با من بیا شــــــــمع سحر باشیم

به راه عشق می باید گــــــــذر از صد بیابان کرد

توئی لیلی,منم مجنون بیا مــــــــــرد خطر باشیم


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 14:56  توسط   | 

گلشن احساس


در گلشن احساس دلت یادم کن

ای عشـــــــــق بیا بنده آزادم کن

ای سبزترین خاطــــــره فصل بهار

با فرصت دیدار بیا شـــــــــادم کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 22:13  توسط   | 

آبی


احساس تو در دلم چو دریا آبی است

با خاطر تو هر شب من مهتابی است

من فصل خـــــــــزانم و توئی پیک بهار

با یاد تو هر لحـــــظه من رویائی است


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 22:19  توسط   | 

راز


می شود با عشق هــــــــــم آواز شد

از غـــــــــــــــم پایان گذشت آغاز شد

می شود با عشق احساسی کشید

بندها از هـــــــــم گسست پرواز شد


+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 22:7  توسط   | 

اشک


نبینم که چشمان تو خیس باران شود

نبینم دلت خالی از هر گلـستان شود

تو پاکی و سبزی چو خــــــــــــرم بهار

نبینم بهاری اسیر زمســـــــــتان شود


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 11:54  توسط   | 

پایان


از بغض نگـــــــــاه تو دلم باران است

در راه تو قربان شــــدنم آسان است

صد واژه نوشتم در این دفتر "عشق"

افســوس تمام واژه ها "پایان" است


+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 22:6  توسط   | 

ای کاشها


کاش می شد با پر چشمـــــــــان تو پرواز کرد

کاش می شد با تو راه عـــــــاشقی آغاز کرد

عــــــــمر ما آخر گرفت در پای این ای کاشها

کاش می شد با همین ای کاشها اعجاز کرد

ای کاش در حسرتت نمونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 23:7  توسط   | 

پریشانی


در این پائیز دلــــــــــــــــتنگی توئی میل بهارانم

تو را در عشق می جـــــویم توئی آرامش جانم

مخواه از من صبوری را بر این هجران و دوری را

ببین حال خرابم را که چون زلفت پریشــــــــانم


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 13:34  توسط   | 

تنهائی


خرابم می کند امشـــب شراب تلخ تنهائی

هزاران چشم به ره دارم که تا ناگه ز درآئی

تو ای آرامش جـــــــــــــــانم رفیق روز بارانم

بدون تو نمی خواهــــم نه امروزی نه فردائی


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت 12:32  توسط   | 

اسیر


در آن زندان چشمانت اسیرم

خدایا می شــــود اینجا بمیرم

در این بازار خـــــاموش محبت

بجز چشمان تو جائی نگــــیرم


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 15:40  توسط   | 

ستاره های اشک


در این هوای بی کسی چــــــــرا به در نمی زنی

شد عشقمان به شب اسیر چرا سحر نمی زنی

من و ستاره های اشــــــــــک به زیر آسمان غم

به آسمان دل گـــــــــــــــــــلم چرا تو پر نمی زنی


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 9:36  توسط   | 

آرزوهای پوشالی


بر این خاطرات شکسته تو مرهم بزن

بیا آتش عشق بر این غـــــــــــــم بزن

من از آرزوهای پوشالی ام خسته ام

حوایم ز عشـــــــقت بیا نقش آدم بزن


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 19:59  توسط   | 

بغض عاشقانه ها


واژه واژه می کشــــــــــم از تو در ترانه ها

آتشی بیـــــــــــــــــا بزن بر همه بهانه ها

ای همه بهشت من نقش سرنوشت من

با حضور تو شکست بغــــض عاشقانه ها


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 10:43  توسط   | 

آرامش من


مرا مهمان بکن گاهی در آن چشمان بارانی

که من آرامــشی دیدم در آن دریای طوفانی

تو ای آرامش جانم دمـــی بی تو نمی مانم

بیا آتش بــــــزن آنش بر این شبهای ظلمانی

تقدیم به تو که چشمانت.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 23:41  توسط   | 

کویر و باران


اگر من کــــــــــــــویرم تو باران بشو

اگر یوسفم ملک کنـــــــــــعان بشو

اگر می نویسم ز چشمهای خیس

بیا مرهم زخم چشــــــــــمان بشو


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 12:26  توسط   |